امروز روز کشت باکتری بود! در واقع رکورد کشت باکتری در یک روزم رو شکستم و 21 پلیت باکتری از انواع مختلف کشت دادم! 

کاندیدا، انتروکوک، اورئوس، اشرشیا کلی، آسینتو، سودوموناس 

تا اینجاش خیلی خوب بود، چون قبلا باکتری کشت داده بودم دقیق میدونستم باید چیکار کنم و یه جورایی امروز آقای خودم بودم :))) که خیلی هم خوب شد اتفاقا چون امروز آزمایشگاه شلوغ بود و اگه من نمیدونستم چیکار باید بکنم همش باید در به در دنبال مسئول آزمایشگاه میگشتم. 

اما امروز یه تجربه هم گرفتم! هیچوقت توی آزمایشگاه عجله نکنید... ساعت 2 بود (ساعت 2 آزمایشگاه بسته میشه) و دو تا مزور دیگه مونده بود که بشورم و بذارم سر جاش و بریم. مایع زدم به مزور و داشتم میشستم که دیدم پایینش یکم کنده شده، دستمو کشیدم روش و نگو که تیز بود! دستم بریده شد ولی... ولی این آخر داستان نبود! یهو حواسم پرت شد، مزور هم از مایع لیز بود و از دستم در رفت، افتاد شکست! 

مثل رفتن جان از بدن دیدم که مزورم میرود! 

وای چقدر بد بود! نفهمیدم چطوری روم شد به مسئول آزمایشگاه گفتم گل کاشتم! دستمو چسب و بتادین زدم و کلی خجالت میکشیدم دیگه... پسر همیشه شلوغ تو آزمایشگاه یهو ساکت شده بود.. البته اگه قبول کنه من پولشو میدم ولی گفت فدای سرت! 

هیچی دیگه! خیلی حس بدی دارم الان...

کلا از بچگی یه جوری بزرگ شدم که رفته تو مغزم: "من نباید اشتباه کنم" .. من این مدلی بار اومدم! 

در نهایت دو تا عکس از روز شلوغ امروز ببینید!

 

اولی محیط کار:

 

دومی باکتری های کشت داده شده امروز توی انکوباتور: