۳ مطلب در ارديبهشت ۱۴۰۰ ثبت شده است

میتونست بهتر از اینا باشه..!

دلم میخواست یه روزی که دلم از همه دنیا گرفت

ولی دیگه مشکلی نداشتم باهاش

یه روزی

مثلا عصر جمعه ای

لم داده به غروب نارنجی ای

میومدم مینوشتم

زندگی خوبه، ولی میتونست خیلی بهتر از اینا باشه

اما امروز

حالا

سه شنبه اس، ساعت چهار و سی و هشت دقیقه

و هیچکدوم از مشکلاتم طوری نیست که مشکلی باهاشون نداشته باشم

ولی اتفاقی

چشمم خورد به عکس قدیمیش

رفتم تو خودم؛ مثل هزار باری که این مسیر رو رفتم!

و خدا میدونه وقتی ته هر مسیر؛ بن بست دیدم چه حالی شدم

 

آره...

زندگی خوبه؛ ولی میتونست خیلی بهتر از اینا باشه.

خیلی بهتر از اینا...

  • دکتر زامبی
  • سه شنبه ۲۸ ارديبهشت ۰۰

لازمه گاهی

توی زندگی نمیشه همیشه توی یه خط موند

حتی خوشحالی

حتیییی ثروت

زندگی یکنواخت، مثل خط صاف توی مانیتور علائم حیاتی گوشه تخت مریضه... یعنی مرگ!

همینطور که تو دنیا هیچی پایدار و یکنواخت نبوده

گاهی وقتا لازمه تو حالت بد باشه

تا بعدش خسته بشی و پاشی یه کاری برای خودت بکنی

گاهی وقتا لازمه گریه کنی، تا خنده جوونه بزنه

گاهی وقتا باید تو تاریکی باشی، تا نور رو بهتر ببینی

همیشه هر حالتی هستی

چه خوب چه بد

تکرار کن با خودت

این حال من همیشگی نیست...

اگه حالت خوب باشه، یاد میگیری وقتی حالت بد شد، سورپرایز نشی!

اگه حالت بد بود، یاد میگیری افسرده نشی!

 

دکتر زامبی...

  • دکتر زامبی
  • جمعه ۱۷ ارديبهشت ۰۰

باورم نمیشه!

کلی کار عقب افتاده دارم

کلی درس عقب مونده دارم

کلی چیزا هست که باید برنامه شون رو میچیدم که انجام بدم

ولی

انگار این روزا، زمان واستاده

بی صدا بی حرکت بی نور

باورم نمیشه که دارم اینجا مینویسم!

مثل خیلی چیزای دیگه که باورم نمیشه

مثلا باورم نمیشه که دیگه اینقدر عوض شده

مثلا باورم نمیشه که دیگه کسی رو نمیشناسم

مثلا باورم نمیشه که باورام رفتن! همشون!

 

رفتن

یه جای دور

خب..!

10 دقیقه اس ننوشتم! انگار کلمه ها هم رفتن!

  • دکتر زامبی
  • سه شنبه ۱۴ ارديبهشت ۰۰
یک میکروبیولوژیستی که میخاد دنیا رو یه جوره دیگه ببینه!